صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
گروه های خبری
اقتصادی
اجتماعی
هنر و اندیشه
محله خبر
اختصاصی جهانی پرس
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار

چگونه اتحاد ایران، روسیه و چین موازنه جهان را تغییر می دهد؟

جهانی خبر: مسعود رحیمی و خدیجه حضرتی مقاله ای با عنوان چگونه اتحاد ایران، روسیه و چین موازنه جهان را تغییر می دهد؟ ترجمه کرده اند.

مقدمه:
اتحاد مسکو و پکن با تهران در مقام کشوری که می تواند به عنوان حائلی در مقابل نفوذ آمریکا در خاورمیانه عمل کند، عکس العمل در مقابل آمریکاست.
 سیاست آمریکا در منزوی کردن ایران برای ثبات منطقه ای خطرناک است، روسیه و چین تنها از طریق همکاری با ایران است که می توانند نظم در آسیای مرکزی را بازسازی کنند. آمریکا به شدت تلاش می کند که مانع شکل گیری یک اتحاد منطقه ای جدید شود و حال زمان آن است کشورهایی که مخالف حکمرانی واشنگتن هستند، به هم کمک کنند. با چنین کاری آمریکا تنها سه متحد و شریک امنیتی در خاور دور خواهد داشت؛ ژاپن، کره جنوبی و تایوان.
چگونه اتحاد ایران، روسیه  و چین موازنه جهان را تغییر می دهد؟
How A United Iran- Russia & China Are Changing The World
نوشته تیلر دوردن       اول ژانویه 2017
ارائه شده توسط فدریکو پیر اسینی از طریق موسسه فرهنگ راهبردی.
چکیده
در دو مقاله قبلی نویسنده، تمرکز بر تنوع تئوری های ژئوپولتیک بود. ترجمان تئوری ها به مفهوم امروزی و تجربیات قبلی، حاکی از تمایل آمریکا به برتری و تفوق جهانی در دهه های اخیر است. این بخش توضیح خواهد داد چگونه ایران، چین و روسیه بیش از چندین سال است که با انتخاب یک نوع سیستم اقتصادی و نظامی حملات پیوسته و مکرر غرب علیه حاکمیت خود را دفع  می کنند. خصوصا اینکه، چگونه  رهبران آمریکا برای برتری بر جهان و ایجاد یک جهان تک قطبی عجله دارند در صورتی که خود آنها مسئول ظهور و پیدایش جهان چند قطبی بودند.
از زمانی که دیوار برلین فروریخت، آمریکا متوجه فرصت منحصر بفرد، برای ایجاد تنها قدرت برتر دنیا گردید. با فروپاشی روسیه، بدون شک آمریکا،  با کمی تهدید و ایجاد هراس در رقابت برای تسلط بر جهان که اهمیت خاصی دارد تلاش می کند. ظاهرا با توسل به نیروهای نظامی طرح گسترش فرهنگ و روش اقتصاد آمریکایی در جهان موقعیتی را برای آن کشور در جایگاه تنها قدرت برتر جهان ایجاد کرده.
در 25 سال گذشته چندین مورد اتفاق افتاده که واشنگتن در بمباران ملت هایی که مخالف گردن نهادن به امیال و آرزوهای غرب بودند تردید می کند. یک اقتصاد ضعیف تخریبی و تحمیل شده، اساس نظام سرمایه داری غارتگر و معاملات مالی است که واقعا موجب ازبین رفتن استقلال ملتها شده و علاوه بر این صاحبان ثروت را  ثروتمند تر می سازد.
اتحاد کشورهای مخالف
در دو دهه گذشته روابط میان سه قدرت برتر در منطقه هارتلند که قلب دنیاست به شکلی بنیادی تغییر کرده. ایران، روسیه و چین کاملا متوجه هستند که اتحاد و مشارکت جمعی آنها فقط به مفهوم ایجاد توان متقابل وتقویت همدیگر است. نیاز به مبارزه با مشکلات مشترک و مقابله با افزایش تاثیر آمریکا در موضوعات داخلی، به تهران، پکن و مسکو دیکته می کند که موارد اختلاف را کنار گذاشته و در مسائل مورد علاقه راهبردی در مورد دفاع از استقلال خود متحد شوند.
حوادثی مانند جنگ سوریه، بمباران لیبی، کنار گذاشتنن رهبران دمکراتیک در اوکراین، تحریم دوباره ایران، و فشار مستقیم بر پکن در جنوب دریای چین، موجب شتاب فرآیند اتحاد میان ملتها یی گردید که در اوایل سال1990 اشتراکات کمی با هم داشتند.
همبستگی اقتصادی
تحلیل در مورد قدرت اقتصادی آمریکا روشن است، واشنگتن مانند یک رهبر اقتصادی سازمانهای چند ملیتی، مانند سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را ضمانت می نماید. عوامل اساسی که از مرکزیت آمریکا در اقتصاد جهان پشتیبانی می کنند، می توانند به سیاست پولی  آمریکا و عملکرد دلار در جهان، مانند منحصر بودن دلار از نظر چرخش اقتصادی و پولی وابسته باشند.
آمریکا توانایی نامحدودی جهت چاپ پول از بودجه محرمانه و بودجه عمومی، برای داشتن  قدرت اقتصادی بیشتر در مسائل مالی دارد و بخوبی می تواند با صدور حواله بانکی و پرداخت آن در موعد مقرر هزینه هرگونه جنگ پرهزینه ای را پرداخت نماید. دلار آمریکا نقش منحصر بفردی در گردش مالی جهان دارد و در گردش مالی تجاری بخوبی از آن استفاده می شود. تقریبا  هر بانک مرکزی عملا  ناگزیر به پذیرفتن انحصار گردش مالی پول آمریکا ست، این مطلب موجب اهمیت همیشگی واشنگتن در اقتصاد جهانی گردیده.
معرفی یوان ( واحد پول چین ) در مناسبات اقتصادی جهان توسط IMF  ، صندوق بین المللی پول International Monetary Fund ، موافقت جهان برای تاسیس AIIB بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیا Asia Infrastructure Investment Bank ، و اعتراضات پکن  به  WTO سازمان تجارت جهانیWorld Trade Organization    زنگ خطر و تهدید برای استراتژیست های آمریکایی ست زیرا آنها می بینند که نقش آمریکا در گردش پول جهان از بین می رود. در روسیه، بانک مرکزی تصمیم گرفت منحصرا دلار را ذخیره نکند، این بانک ترجیح داد به جای دلار از ارزهای خارجی دیگر مانند روپیه هند و یوان چین استفاده نماید.
آژانس های رتبه بندی مالی در غرب اعتبار کمتری دارند زیرا که مشخصا با دغل کاری، بازار ها را بنا به خوشایند منافع آمریکا مخدوش می کنند. آژانس های رتبه بندی مالی وابسته به چین و روسیه راستگوتر  از آژانسهای رتبه بندی مالی در غرب هستند استراتژی پکن و مسکو به نقش آمریکا در اقتصاد غرب آسیب میرساند.
دلارسازی در جهان خصوصا در حوزه های مشترک تجارت در حال وقوع است و به سرعت انجام می گیرد. آنچه که به طور عادی وجود دارد این است که ملتهای مختلف جهت خرید کالا سعی دارند با انجام مذاکره تجارت را با ارز رایج کشور خود ( غیر از دلار ) انجام دهند. این عمل دو فایده دارد: یک کاهش نقش دلار در مسائل حاکمیتی و استقلال ملتها و دیگری افزایش اشتراک مساعی و هم افزایی میان ملتهای متحد. ایران و هند نفت را با روپیه معامله می کنند و تجارت چین و روسیه با یوان انجام می شود.   
برتری و منفعت آمریکا، ذاتا به بخش بانکداری خصوصی پیوند یافته، که با این ترفند آمریکا می تواند فشار سیاسی را بر مسائل مالی و روش های متداول بانکی انجام دهد.
بهترین مثال دیده شده، محرومیت ایران از سوی      SWIFT
 Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication         انجمن جهانی ارتباطات  مالی و سامانه بین المللی پرداخت ( جریمه ) می باشد، که موجب تمدید و گسترش تحریم ها  و بلوکه شدن 150 بیلیون دلار از سپرده ایران در بانک های خارجی گردید. در این زمان آمریکا سعی دارد اقتصاد ملت هایی مانند ایران، روسیه و چین که خواهان افزایش حاکمیت واقتدار خودشان هستند را از بین ببرد. در دوره تحریم ها علیه ایران، فدراسیون روسیه به تهاتر ( معاوضه کالا - تجارت و معامله پایاپای ) با جمهوری اسلامی در مورد کالاهای اساسی اقدام نمود. چین با  خرید نفت با ارز یوان، ایران را در صادرات نفت پشتیبانی میکند. عمده ترین هدف مسکو ایجاد یک سیستم جایگزین بانکی در مقابل SWIFT  انجمن جهانی ارتباطات  مالی است.
بانک های خصوصی، بانک های مرکزی، موسسات رتبه بندی بانکی و سازمانهای مالی فراملیتی بانکی و به نقش دلار و آمریکا در معاملات جهانی وابسته هستند. اولین هدف ایران، روسیه و چین ایجاد یک سازمان بین المللی است که، کمتر از نقش دلار و آمریکا در مناسبات اقتصادی تاثیر گیرد. اقتصاد چند قطبی اولین روش قاطع برای توسعه و گسترش انتخاب آزاد است که ما علاقه داریم ملت ها به دنبال آن باشند زیرا با این مطلب اقتدار مردم حفظ می گردد.
این سامانه پولی خیالی و ناهنجار موجب بحران مالی 2008 گردید. ابزارها ی ذخیره ثروت که توسط برگزیدگان ساختگی و طرفدار سیستم سرمایه داری محض سرپرستی می شود موجب اضمحلال و ویرانی بخش های دولتی و خصوصی می گردند، مانند ورشکستگی شرکت برادران لهمان یا بحران مالی و تجاری آسیا که در اواخر سال 1990 پیش آمد. روسیه، چین و ایران یک سیستم اقتصادی جایگزین یافته اند که نیاز است از نظر اقتصاد داخلی ایمن و حیاتی باشد. سقوط بازار سهام در چین، کاهش قدرت خرید روبل در روسیه و تحریم های غیرقانونی و تحمیلی علیه ایران، نقش اساسی در تمرکز مسکو، تهران و پکن بر مسائل فوق داشت. بی اعتنایی به مشکلاتی که به علت تمرکز دلار در جهان ایجاد شده فقط موجب افزایش نقش واشنگتن در جهان خواهد بود. پیدا کردن نقاط هم گرایی به جای اختلاف عقیده، یک راه نیست بلکه یک مطلب ضروری است.
یک مثال کامل و بی نقص شرح می دهد که اقتصاد آمریکا نزدیک به ورشکستگی است، میتوان فهمید که در سالهای اخیر توافقنامه تجارت آزاد آمریکا و کشورهای اقیانوسیه موسوم به TPP که مخفف Trans- pacific Partnership  می باشد و TTIP توافقنامه تجارت سراسر اقیانوس اطلس و سرمایه گذاری شرکای تجاری Transatlantic Trade and Investment Partnership ، با هدف حفظ برتری اقتصاد تجاری آمریکا انجام گرفت. هدف ارتقای سیستم اقتصادی جایگزین که با اتحاد میان روسیه، چین و ایران به انجام میرسد این است که ملت های کوچک قادر باشند طرح های اقتصادی آمریکا را که موجب ضعف تجارت و اقتصاد مناطق دیگر می شود نفی کرده و نپذیرند. مفهوم تجارت آزاد منطقه ای این است. در آسیا توافقنامه تجارت آزاد منطقه آسیا و اقیانوسیه  FTAAP  Free Trade Area of The Asia Pacific   با اعمال نظر پکن به طور فزاینده ای پیشرفت کرده و جایگزین  TPP  توافقنامه تجارت آزاد آمریکا و کشورهای اقیانوسیه می شود. 
 EAEU اتحادیه اقتصادی اوراسیا  Eurasian Economic Union  و کشورهای مستقل مشترک المنافع CIS     Commonwealth of Independent States   همیشه کلید راه گشایی برای مسکو بوده اند.
  عملکرد این سازمانها بطور قابل ملاحظه ای، نقش هواداران کودتا در اوکراین، که نیاز روسیه به چرخش و تغییر رفتار بلوک شرق در جهت حل مسائل هم پیمانان روسیه است را، تقویت می کند. در نهایت ایران با همکاری پکن یک راه جایگزین حمل و نقل زمینی و دریایی عالی انتخاب کرد که این راه با دور بودن از  قدرتهای جغرافیایی موجب نیل به هدف بزرگ تکمیل و تلفیق ساختارهای حیاتی تجارت می گردد.
روش چینی ها در توسعه، جاده ابریشم 2 نامیده می شود این طرح یک تهدید جدی برای سلطه جهانی آمریکا است. هدف پکن از این طرح رسیدن به یکپارچگی، همکاری، مشارکت و اتحاد کشورهای هارتلند و ریملند است، مفهوم کاربردی آن یکپارچگی، همکاری، مشارکت و اتحاد قدرت دریایی و قدرت زمینی است.  با یک سرمایه گذاری 1000 بیلیون دلاری بیش از 10 سال است که چین یک رابط بین غرب با تجسم اروپا، شرق با تجسم چین، شمال با فضای اقتصادی اورآسیا، جنوب با هند، جنوب شرقی آسیا، خلیج فارس و خاورمیانه گردیده. امید است که این همکاری اقتصادی موجب حل اختلافات راهبردی میان کشورهای مسئول توافقات تجاری باشد که آن کشورها از همه نظر از این همکاری بهره مند می شوند.
 نقش واشنگتن بیش از اینکه سازنده سیستم اقتصادی باشد در جهت نابودی این سیستم پیش می رود. به جای بازی در نقش قدرت جهانی، آمریکا تمایل دارد با مشارکت در موضوع همبستگی مالی، اقتصادی و توسعه با انحصار مالکیت مطلق خود، با دیگر ملتها روابط داشته باشد. هدف اولیه آمریکا این است که از هر ابزار اقتصادی و فرهنگی قابل استفاده، برای ممانعت از انسجام و همزیستی ملتها و استثمار آنها استفاده کند. مولفه نظامی کارت برنده ای است که معمولا برای تحمیل این دیدگاه به سایر نقاط جهان مورد استفاده قرار می گیرد. در سال های اخیر با توجه به ساماندهی دلار و یکپارچگی سیاست های نظامی ملت هایی مانند ایران، روسیه و چین، این ملت ها کمتر به تصمیم  واشنگتن اعتنا می کنند.
بازدارندگی نظامی
همراهی و همگامی اقتصاد با مسائل نظامی، قویترین مطلبی است که کمتر به اطلاع عموم رسانده می شود. اتفاقاتی مانند جنگهای خاورمیانه، براندازی در اوکراین و فشار بر روی دریای جنوب چین، اعمال زور بر تهران، مسکو و پکن دلیلی است بر اینکه آمریکا تجسم یک تهدید زیستی است.
خلاصه اینکه در هریک از موارد فوق، چین، روسیه و ایران تصمیم گرفتند با ارزیابی یک سری مستندات، با روش آمریکا مخالفت کنند. کودتا و براندازی اوکراین موجب شد نیروهای ناتوNATO به مرزهای فدراسیون روسیه نزدیک شود، که حاکی از تهدید روسیه بود، تهدیدی مانند استفاده از سلاح بازدارنده هسته ای.
ویرانی عراق، لیبی و سوریه در خاورمیانه، تهران را به واکنش در برابر ائتلاف میان عربستان، ترکیه و آمریکا وادار کرد. فشار مداوم بر چین در دریای جنوبی موجب بروز یک مشکل جدی در این گذرگاه آبی گردیده که در زمان درگیری، موجب بسته شدن مسیر تردد و تجارت شد. خلاصه اینکه امپریالیسم آمریکا موجب تهدید زیستی شده و همین مساله دلیل واضحی برای همکاری و توسعه فناوری حتی در پهنه نظامی گردید، که در سالهای اخیر هم افزایش داشته.
اتفاقی که ممکن است رخ دهد حمله آمریکا به روسیه، چین و ایران است، که در این مورد مهمترین تمرکز بر سلاح ها ی مورد استفاده و توانایی پاسخ ملتها به این تهدید است.
راهبرد دریایی و بازدارندگی
مطمئنا نیروی دریایی آمریکا یک علامت سوال جدی در مورد توانایی های دفاعی کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران قرار می دهد زیرا این کشورها به شدت به حمل و نقل از طریق مسیرهای دریایی وابسته هستند. اجازه دهید مثالی بزنیم،  برای روسیه راه های ارتباطی و حمل نقل دریایی شمالی و قطب شمال بسیار جالب توجه است این مطلب نه فقط جنبه دفاعی دارد بلکه یک دالان دریایی ترابری و تدارکاتی سریع و خوب است. به همین دلیل و با توجه به موقعیت استراتژیک مناسب دریای سیاه، این دریا مورد توجه مخصوص آمریکا ست. در هر موقعیتی عکس العمل با تهدید تناسب دارد.
به منظور بازدارندگی، ایران به شکل ویژه ای توانایی نیروی دریایی خود را در خلیج فارس توسعه داده، این عمل غالبا با تعیین موقعیت کشتی های نیروی دریایی آمریکا واقع در منطقه انجام گردیده. استراتژی چین با استفاده از ده ها و صدها قایق ماهیگیری و کشتی های گارد ساحلی برای اطمینان از ایمنی و تقویت حضور دریایی در دریای چین جنوبی و شرقی تقویت شده. این راهبرد دریایی کنترل مرزها، با استفاده از  PLA ارتش آزاد مردمی  Peoples Liberation Army بی کم وکاست در چند سال آینده موجب پیشرفت قدرت دریایی منطقه ای می شود. مشابه این تصمیم استراتژیک توسط نیروی دریایی فدراسیون روسیه اتخاذ شده. علاوه بر اینکه روسیه در گذر زمان به ساخت کشتیهایی که هزینه کمتری دارند رو آورده، اما به خود می بالند که سیستم سلاحهای آن کشتی ها معادل ناو گروه های آمریکایی ست.
ایران و چین و روسیه محدودیت هزینه را یک تاکتیک برای توازن پرخاشگری روزافزون آمریکایی ها و هزینه های مربوط به چنین استراتژی نظامی می دانند.
تفاوت میان نیروی دریایی این کشورها در مقایسه با آمریکا، بسیار مهم است. نیاز واشنگتن به قدرت دریایی جهت انجام حمله است ، در حالیکه تهران، مسکو و پکن منحصرا نیاز به قدرت دریایی برای دفاع دارند.
 از این جهت این سه کشور ناسازگار با آمریکا، در میان سلاح های خود برخوردار از سامانه های ضدکشتی، ضد هواپیما و ضد بالستیک نیز هستند. با کنار هم قرار دادن مسائلی که گفته شد  به سادگی می توان فهمید که چرا توجه به سامانه سلاح های روسی مانند سامانه های پدافند هوایی S300 و S400  توجیه می گردد( پدافند هوایی S500  نیز در سال 2017 عملیاتی می شود ) اکنون این سامانه ها با بروزرسانی و ارتقاء بومی توسط چین و ایران انتخاب شده اند. امروز ما بیش از بیش شاهد انتقال تکنولوژی هستیم تا آزادی عمل فیزیکی و فضای سایبری را از آمریکا سلب نماید. هواپیمای استیلت، گروه های تازش ناگهانی،ICBM  موشک های بالستیکی قاره پیما Intercontinental Ballistic Missile و موشک کروز در هر محیط و در هر زمانی کارآزموده هستند، اکنون این سلاح ها توسط سامانه های دفاعی مهیب و خوفناک روسها، ایرانی ها و چینی ها کنترل ونشانه روی می شوند. ارزش و قیمت یک موشک ضد کشتی که از ناوهای چینی شلیک می شود بسیار کمتر از دهها بیلیون دلاری است که برای ساخت یک هواپیمای ترابری نیاز است. این الگو هزینه، در شکل هزینه های نظامی چین، روسیه و ایران کارایی و بازدهی دارد. با وجود اینکه مجبور به انسداد یک شکاف بزرگ نظامی نیستم، تنها راه قابل درک برای دستیابی به منافع واقعی، بازدارندگی است و به این ترتیب، جاه طلبی های گستردۀ آمریکا مسدود می شود.
یک نمونه واضح که آمریکایی ها با مخالفان نظامی در سطح پیشرفته مواجه شدند رویارویی آنها در سوریه بود.
برای حفظ حکومت سوریه، ایران و روسیه سامانه هایی جایگزین کردند که از راه دور آمریکایی ها را نشانه گرفته و موجب وارد آمدن تلفات شدید در حمله به دمشق گردید. همین امر در مورد لفاظی های ضد ایرانی برخی از  رهبران سیاسی آمریکا و اسرائیل نیز وجود دارد. تنها دلیل اینکه چرا حکومتهای سوریه و ایران با ثبات هستند، پرداخت هزینه های نظامی توسط این دو کشور جهت حمله یا بمب گذاری به دشمن شان است. این خلاصه ای از بازدارندگی است. البته، این فقط بخشی از مطلب است اهمیت مساله هسته ای که موجب بازدارندگی است در مقاله قبلی این نویسنده زیاد مورد بحث قرار داده شده.
اتحاد مردم هارتلند و ریملند آمریکا را بی اهمیت می کند.
در حال حاضر، آینده برای مهم ترین قسمت این سیاره رقم خورده. به طورکلی اتحاد پکن، مسکو و تهران موارد ضروری ایمنی در مقابل تجاوزات خارجی در اشکال نظامی و اقتصادی را تامین می کند. مهم ترین فرصت برای رشد و پیشرفت ملت هایی که بین چین و کشور پرتغال واقع هستند استفاده از ارز داخلی و از بین بردن تجارت با دلار است که وابسته به زیر ساخت نقشه راه  مانند جاده ابریشم2 چین  و راه های تجارت دریایی آن است. بسیاری از ملتها با رعایت منافع متقابل و مشترک و عدم نگرانی زیاد در مورد تهدیدات آمریکا با هم متحد هماهنگ و متحد هستند. راه حل جایگزین اقتصادی ارائه شده از سوی پکن، به همان طریقی که حمایت نظامی توسط این سه نیروی نظامی ارائه می دهد، شبکه امن نسبتا گسترده برای مقاومت در برابر حملات آمریکا فراهم می کند ، مثلا  SCO سازمان همکاری شانگهای Shanghai Coopration Organisation، به استقلال استراتژیک اطمینان می بخشد. بیشتر ملت ها به شکلی روشن مداخله آمریکا را نمی پذیرند، در عوض گفتگو با پکن - مسکو و تهران را ترجیح می دهند. دوترته Duterte رئیس جمهور فیلیپین آخرین نمونه از این روند است. آینده چند قطبی جهان به تدریج نقش آمریکا را در تجاوز او به جهت رسیدن به سلطه جهانی کاهش می دهد.  تلاش مستمر آمریکا برای سلطه طلبی بر زمین، موجب گردید کشورهائی را که در ابتدا شریک غربی ها بودند را وادار کند تا به آرامی و به تدریج با تغییر جهت  به سوی اردوگاه مخالف آمریکا نقش خود در نظم بین المللی ایفا نمایند. سرانجام فرآیند این است که آمریکا، نه فقط برای پاسخ به این مطلب در پی ایجاد برتری است بلکه تلاش می کند در نقش خود بعنوان تنها نیروی برتر جهان را حفظ کند. همانطور که در مقالات قبلی بیان شد، در زمان جنگ سرد هدف واشنگتن جلوگیری از شکل گیری اتحاد میان ملتهای هارتلند بود، زیرا آنها می توانستند آمریکا را  از مهمترین منطقه کره زمین بیرون کنند. با ازبین رفتن پرده آهنین دیدگاه ها بر روی یک مطلب بعید وغیر محتمل تمرکز داشت و آن چیره شدن ملتهای هارتلند با نیت تحت تاثیر قرار دادن تمام جهان بود. نتیجه این محاسبه اشتباه تنزل نقش رهبری آمریکا به به عنوان تنها ناظر و مراقب در دنیا بود. همبستگی و اتحاد ملتها موجب ایجاد دگرگونی و انقلاب در منطقه اوراسیا در 50 سال آینده می گردد. آمریکا نا امیدانه در پی گسترش سیستم تک قطبی در جهان است ولی این حرکت با خواسته جهان تناقض دارد به این مفهوم که دنیا خواهان سیستم چند قطبی است. در مقاله بعد، احتمال تغییر سیاست خارجی آمریکا و نظریات راهبردی مکیندر و ماهان بررسی می شود و سعی می کنم که سیاست ترامپ در جلوگیری از اتحاد ملتهای ریملند مانند مانند ملتهای روسیه، چین، ایران و هند که موجب صدمه به آمریکا می شود را مورد بررسی قرار دهم.

توضیحات:
1- کپیتالیسم به انگلیسی: Capitalism یا سرمایه‌داری، سرمایه ‌محوری یک نظام اقتصادی است که در آن پایه‌های یک سیستم اقتصادی بر روی مالکیت خصوصی ابزارهای تولیدِ اقتصادی  و در دست مالکان خصوصی است و از این برای ایجاد بهره‌مندی اقتصادی در بازارهایی رقابتی استفاده می‌شود؛ که به این قانون، آزادی مالکیت شخصی نیز گفته می‌شود؛ که معنای آن، تولید و توزیع کالا هاست.
2- تئوری هارتلند
بر اساس تئوری هارتلند هرکس منابع انسانی و فیزیکی اوراسیا واقع بین آلمان و سیبری مرکزی را در اختیار داشته باشد می‌تواند جهان را کنترل کند. این تئوری توسط جغرافی‌دان انگلیسی، سر هالفورد مکیندر در مقاله‌ای در سال 1904 و سپس در کتاب وی در سال 1919 منتشر شد. مکیندر قاره‌های اروپا، آسیا و آفریقا را به‌عنوان جزیره جهانی می‌شناخت و آن را به همین نام معرفی کرد. کلید جزیره جهانی، ناحیه محور یا هارتلند است. وی هارتلند را ناحیه وسیعی می‌دانست که اقیانوس منجمد شمالی تا نزدیکی کناره‌های آبی این منطقه ادامه داشت. این ناحیه از غرب به رودخانه ولگا، از شرق به سیبری غربی، از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به ارتفاعات هیمالیا، ارتفاعات ایران و ارتفاعات مغولستان محدود می‌شد. ناحیه محور، از هیچ‌یک از قدرت‌های دریایی تهدید نمی‌شوند.

3- تئوری ریملند
نظریه دیگری که در مباحث ژئوپلیتیک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، نظریه تئوری سرزمین حاشیه‌ای «ریملند» از نیکلاس¬اسپایکمن می‌باشد. این تئوری به سرزمین‌های حاشیه‌ای اروپا، خاورمیانه، آسیای جنوبی و خاور دور اهمیت بسیار می‌دهد و آن‌ها را همچون کلیدهای امنیت ایالات‌متحده آمریکا تلقی می‌کند. به نظر این دانشمند تسلط بر هر یک از این مناطق، احاطه برجهان جدید را به‌صورت یک امکان درمی‌آورد. اسپایکمن به ریملند که با تغییراتی همان هلال داخلی مکیندر است اشاره می‌کند و می‌گوید سلطه بر هر یک از مناطق، امنیت امریکا را تهدید می‌کند، زیرا از چنین موقعیتی محاصره دنیای جدید ممکن می‌شود و می‌گوید هرکه ریملند را کنترل کند بر اوراسیا حکومت می‌کند و هر کس اوراسیا را کنترل کند سرنوشت جهان را در اختیار دارد.
4- سازمان تجارت جهانی
سازمان تجارت جهانی به انگلیسی: World Trade Organization به شکل مخفف(WTO)
یک سازمان بین المللی است که قوانین جهانی تجارت را تنظیم و اختلافات بین اعضا را حل و فصل می‌کند. اعضای سازمان تجارت جهانی کشورهایی هستند که موافقت‌نامه‌های (حدود ۳۰ موافقت‌نامه) این سازمان را امضا کرده‌اند. مقر سازمان تجارت جهانی در ژنو، سویس قرار دارد. تا سال ۲۰۱۶ تعداد ۱۶۴ کشور عضو این سازمان شده‌اند. افغانستان در حال حاضر جدیدترین عضو این سازمان محسوب می‌شود.
5- صندوق بین‌المللی پول
صندوق بین‌المللی پول (به انگلیسی: International Monetary Fund) (به اختصار: IMF) بر اجرای سامانه پولی بین‌المللی نظارت دارد. صندوق بین‌المللی پول، یکی از معتبرترین منابع ارزیابی و پیش‌بینی وضعیت اقتصادی جهان محسوب می‌شود. طرح تأسیس صندوق در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ که ساختار اقتصادی جهان بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت به وجود آمد. صندوق بین‌المللی پول در مارس ۱۹۴۷ (دی ۱۳۲۴) شروع به کار کرد. هدف از تشکیل صندوق عبارت است از:
• گسترش همکاریهای پولی بین‌المللی و تسهیل رشد متوازن تجارت بین‌الملل
• ایجاد سامانه باثبات ارزی بین اعضا و پرهیز از رقابت در کاهش نرخ ارزها
• تهیه منابع لازم از طریق منابع عمومی صندوق، به منظور کمک به کشورهای عضو دارای کسری تراز پرداختها
در سال ۲۰۱۷ مدیریت صندوق بین‌المللی پول را کریستین لاگارد بر عهده داشت
6- بانک جهانی
 نام دیگر بانک بین‌المللی توسعه و ترمیم (IBRD) است. همراه با چهار شعبه دیگر خود: مؤسسه بین‌المللی توسعه (International Development Association: IDA)، مؤسسه مالی بین‌المللی (International Finance Corporation: IFC)، آژانس تضمین سرمایه‌گذاری چند جانبه‌ای ((Multilateral Investment Guarantee Agency: MIGA و مرکز بین‌المللی برای حل و فصل منازعات سرمایه‌گذاری (International Centre for the Settlement of Investment Disputes: ICSID)، گروه بانک جهانی را تشکیل می‌دهند. بانک جهانی یکی از سه رکن برتون وودز را تشکیل می‌دهد. سه سازمان صندوق بین‌المللی پول (IMF)، بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه (IBRD) یا بانک جهانی و گات که البته امروزه جای خود را به سازمان تجارت جهانی (WTO) داده است، به‌طور جمعی تشکیل‌دهنده سیستم برتون وودز هستند. در پایان جنگ جهانی دوم از طرفی عواقب منفی جنگ جهانی و از طرف دیگر سیاست‌های خودخواهانه تجاری اوایل دهه ۱۹۳۰ منجر به ایجاد مشکلات اقتصادی زیادی برای کشورها شده و توان تولیدی کشورها به‌شدت تقلیل یافته بود. به‌همین دلیل در ۲–۲۱ ژوئیه ۱۹۴۴ (قبل از پایان جنگ)، به پیشنهاد روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا،کنفرانس پولی و مالی سازمان ملل متحد با شرکت نمایندگان ۴۴ کشور در برتون وودز تشکیل و طی آن موافقت‌نامه‌های تأسیس بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه (بانک جهانی) و صندوق بین‌المللی پول تصویب شد. بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، جزئی از فرایند همکاری برای ایجاد یک نظام پولی و سرمایه‌گذاری به‌جای آشفتگی ناشی از ناسیونالیسم اقتصادی دهه ۱۹۳۰ بودند. بانک جهانی در دسامبر ۱۹۴۵ تأسیس شد و در نوامبر ۱۹۴۷با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد به‌صورت رسمی درآمد و به جرگه نهادهای تخصصی سازمان ملل متحد پیوست. بانک جهانی ابتدا برای کمک به بازسازی خرابی‌های جنگ جهانی دوم به‌وجود آمد، ولی در سال ۱۹۴۹، به‌سمت ارتقای توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه‌نیافته معطوف شد. هدف اصلی بانک جهانی اعطای وام برای توسعه و گسترش طرح‌های تولیدی آن دسته از کشورهای در حال توسعه است که عضو بانک هستند. این وام‌ها برای مقاصدی مانند اجرای پروژه‌های لوله‌کشی آب آشامیدنی، آموزش و پرورش و همچنین اجرای برنامه‌های کلی عمرانی از جمله واردات کالاهای صنعتی است. فقط اعضای صندوق بین‌المللی پول می‌توانند به عضویت بانک جهانی درآیند. از طرف دیگر شرط اولیه عضویت در مؤسسه بین‌المللی توسعه و مؤسسه مالی بین‌المللی، عضویت در بانک جهانی است. ایران یکی از اعضای شرکت‌کننده در کنفرانس برتون وودز بوده و در نتیجه از مؤسسین بانک جهانی به‌شمار می‌رود؛ که از سال ۱۳۲۴ رسماً عضو بانک جهانی شد.
7- بانک سرمایه گذاری زیربنایی آسیا
بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا انگلیسی: Asian Infrastructure Investment Bank یک مؤسسه مالی بین‌المللی است که به پیشنهاد دولت جمهوری خلق چین تأسیس شده است. هدف این نهاد توسعه چند جانبه، تأمین مالی پروژه‌های زیربنایی در منطقه آسیا است. برخی بانک سرمایه‌گذاری زیر بنایی آسیا را رقیب جدی برای بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و بانک توسعه آسیا که تحت تسلط کشورهایی مانند آمریکا قرار دارند، می‌دانند. ایران یکی از سهامداران و اعضای هیئت مؤسس این بانک است.
8- انجمن جهانی ارتباطات مالی
سوئیفت به انگلیسی SWIFT و به طور کاملجامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی به انگلیسی Society for Worldwide Interbank Financial Telecommunication  یک انجمن تعاونی غیرانتفاعی است که در ماه مه ۱۹۷۳ میلادی توسط ۲۳۹ بانک از پانزده کشور اروپایی و آمریکای شمالی راه‌اندازی گردید و هدف از آن جایگزینی روشهای ارتباطی غیر استاندارد کاغذی و یا از طریق Telex در سطح بین‌المللی با یک روش استاندارد شده جهانی بود.
درحال حاضر بیش از ۹۷۰۰ (عنوان) بانک و مؤسسه مالی در ۲۰۹ کشور جهان عضو آن انجمن می‌باشند.
لازم است ذکر شود که در سال ۲۰۰۱ بیش از ۵/۱ بیلیون پیام از طریق سیستم سوئیفت در سطح جهان مبادله گردیده‌است.
مرکز اصلی شبکه سوئیفت در کشور بلژیک بوده و طبق قوانین آن کشور عمل می‌نماید و کشورهای آمریکا، هلند، انگلیس و هنگ کنگ به عنوان مراکز پشتیبان اعضا فعالیت دارند. سوئیفت در هر کشوری دارای یک SAP یعنی نقطه دسترسی به سوئیفت می‌باشد که توسط مؤسسه سوئیفت کنترل می‌شود. در ایران SAP در بانک مرکزی واقع گردیده‌است
9- شرکت برادران لهمان
هنری لمان آلمانی: Henry Lehman؛ ۱۸۲۲ – ۱۷ نوامبر ۱۸۵۵ (سن ۳۳ سال) یک بازرگان، و بانک‌دار یهودی اهل آلمان بود. بیشتر معروفیت او به خاطر تاسیس مؤسسه مالی برادران لمان بود که در سال ۲۰۰۸ اعلام ورشکستگی کرد. لمان به نام حییم لمان در یک خانواده یهودی متولد شد. پدر او آبراهام لمان نام داشت که فروشنده گوسفند در نزدیکی شهر ورزبرگ بود. در سال ۱۸۴۴ لهمان به ایالات متحده مهاجرت کرد و نام خود را به هنری لهمان تغییر داد. او در آلاباما ساکن شد و یک مغازه فروش مواد غذایی به نام اچ. لهمان باز کرد. در سال ۱۸۴۷ برادر او به نام امانوئل لهمان به او ملحق شد. در سال ۱۸۵۰ کوچکترین برادر آنان میر لهمان نیز به ایالات متحده آمد و نام شرکت آنان به برادران لهمان تغییر کرد. در این سالها کتان مهمترین تولید قسمتهای جنوبی ایالات متحده بود. با توجه به اینکه قیمت کتان در بقیه کشورهای دنیا بسیار بالاتر بود برادران لهمان تصمیم به صادرات کتان گرفتند. در چند سال فروش کتان به یکی از کارهای اصلی آنان تبدیل شد. در سال ۱۸۵۵ هنری لمان به تب زرد مبتلا شد و درگذشت. دو برادر دیگر او مقر شرکت را به شهر نیویورک منتقل کردند. به تدریج برادران لمان تبدیل به یک مؤسسه اقتصادی بسیار بزرگ شد و به مدت ۱۵۰ سال یکی از مهمترین موسسات اقتصادی ایالات متحده بود تا اینکه در سال ۲۰۰۸ اعلام ورشکستگی کرد.
10- توافقنامه تجارت آزاد آمریکا و اقیانوسیه
پیمان تجاری اقیانوس آرام انگلیسی  : Trans-Pacific Partnership  (TPP) یک پیمان سرمایه‌گذاری و مقررات گذاری بین ۱۲ کشور حاشیه اقیانوس آرام بجز چین است که در ۴ فوریه ۲۰۱۶ در آوکلند نیوزیلند بعد از ۷ سال مذاکره نهایی شده است. تا سال ۲۰۱۴، دوازده کشور در سرتاسر منطقه آسیا- اقیانوسیه در مذاکرات تی پی پی شرکت کرده‌اند:   
TPPبه عنوان توافقنامه مشارکت اقتصادی استراتژیک اقیانوس آرام (انگلیسی: Trans-Pacific    
   Strategic Economic Partnership Agreement (TPSEP) آغاز و در سال ۲۰۰۵ توسط برونئی، شیلی، نیوزلند و سنگاپور امضاء و در سال ۲۰۰۶ به صورت اجباری اجرا شد. از اهداف این توافق کاهش ۹۰٪ تعرفه گمرکی بین کشورهای عضو از تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۰۶ و صفر شدن تعرفه گمرکی تا سال ۲۰۱۵ از مفاد قرارداد بود. در سال ۲۰۰۸   کشورهای استرالیا، کانادا، ژاپن، مالزی، مکزیک، پرو، آمریکا و ویتنام به بحث برای توافق گسترده‌تر پیوستند و کشورهای در حال مذاکره به ۱۲ رسید.کشورهای شرکت کننده با هدف تکمیل مذاکرات در سال ۲۰۱۲ گرد هم آمدند ولی این روند با اختلاف نظر بر سر مسائل از جمله کشاورزی، خدمات و سرمایه‌گذاری به طول انجامید. در نهایت در ۵ اکتبر ۲۰۱۵ به توافق رسیدند. اجرای TPP یکی از اهداف برنامه‌های تجاری دولت اوباما بوده است. ایالات متحده آمریکا این پیمان را امضا کرده است. ترامپ پس از امضای این دستور اجرایی، گفت: مدت زمان زیادی راجع این مسئله گفت و گو کردیم. خروج از این پیمان ۱۲ کشوری، به سود کارگران آمریکایی خواهد بود. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در نوامبر ۲۰۱۶ اعلام کرد از این پیمان کنار خواهد نشست. او با امضای یک فرمان اجرایی در ۲۳ ژانویه کناره گیری آمریکا از این شراکت را اعلام کرد.
11- توافقنامه تجارت اقیانوس اطلس و سرمایه گذاری شرکاء خارجی
TTIP چیست؟
مشارکت تجاری و سرمایه گذاری فرا آتلانتیک (Transatlantic Trade and Investment Partnership) که به اختصار به TTIP  موسوم است موافقتنامه پیشنهادی بین اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا است که گاه به منطقه آزاد تجاری فرا آتلانتیک یا TAFTA نیز شناخته می شود. طبق پیش بینی ها، پس از اجرایی شدن این توافق، جهش 120 میلیارد یورویی در اقتصاد اروپا، 90 میلیارد یورویی در اقتصاد آمریکا و رشد 100 میلیارد یورویی برای سایر نقاط جهان تحقق خواهد یافت. مذاکرات TTIP در ماه جولای 2013 آغاز شد و تا پایان همان سال، سه دور مذاکرات به وقوع پیوست.
12- توافقنامه تجارت آزاد آسیا و اقیانوسیهFTAAP
Free Trade Area of the Asia Pacific
توافقنامه دیگر، «منطقه تجارت آزاد آسیا- پاسیفیک» (FTAAP) نام دارد که حضور 21 کشور حاشیه اقیانوس آرام، از جمله چین، روسیه، اندونزی، کانادا، مکزیک، پرو، شیلی و ایالات متحده در آن پیش بینی شده است .طی سال های گذشته، آمریکا موفق شده بود شرکای تجاری خود را متقاعد کند که از پیشنهاد دوم فاصله بگیرند و تمرکز خود را بر TPP قرار دهند؛ اما اکنون که توافقنامه مدنظر آمریکا، عملاً مرده به نظر می رسد، چین و دیگر کشورها ایده FTAAP را جدی در دستور کار قرار داده اند.
13- اتحادیه اقتصادی اوراسیا
اتحادیه اقتصادی اوراسیا Eurasian Economic Union =EEU از ابتدای ژانویه سال 2015 میلادی فعالیت خود را به‌طور رسمی آغاز کرد. عملیاتی شدن اتحادیه اقتصادی اوراسیا در وهله نخست به ایجاد بازار مشترک بزرگی در حوزه کشورهای مستقل هم‌سود عضو این اتحادیه منجر شده است. درعین‌حال هدف اصلی ایجاد این اتحادیه، تسهیل تجارت میان کشورهای استقلال‌یافته از اتحاد جماهیر شوروی است. ارمنستان در 2 ژانویه 2015 به عضویت کامل اتحادیه اقتصادی اوراسیا درآمد. همچنین توافقنامه پیوستن قرقیزستان به این اتحادیه در 23 دسامبر 2014 به امضا رسید. اتحادیه اقتصادی اوراسیا در حال حاضر از کشورهای روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان تشکیل‌شده است. مجموع مساحت کشورهای این اتحادیه بیش از 20 میلیون کیلومترمربع، جمعیت آن‌ها بیش از 180 میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی آن‌ها در سال 2013 میلادی حدود 4 تریلیون دلار (بر اساس معیار برابری قدرت خرید) است. با آغاز کار اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بازار بزرگی در چارچوب قوانین سازمان تجارت جهانی ایجاد می‌شود، تجارت میان اعضا بهبود می‌یابد و تسهیلات بسیاری را در این زمینه برای کشورهای عضو به ارمغان می‌آورد. در چارچوب این اتحادیه، اعضای آن موافقت خود را با تردد آزاد کالا، سرمایه، نیروی کار و خدمات در مرزهای اوراسیا اعلام کرده‌اند. اعضای اوراسیا همچنین اعلام کرده‌اند که سیاست مشترکی درزمینه انرژی، صنعت، کشاورزی و وسایل نقلیه خواهند داشت. روسیه، بلاروس و قزاقستان، سه کشور پایه‌گذار پیمان اقتصادی اوراسیا پیش‌ازاین اتحادیه گمرکی اوراسیا را در سال 2010 بنیان نهاده بودند. با عملیاتی شدن اتحادیه اقتصادی اوراسیا، مبادلات تجاری میان کشورهای عضو با سهولت بیشتری انجام خواهد شد.

14- کشورهای مشترک المنافع
اتحادیه کشورهای مستقل و یا کشورهای مستقل مشترک‌المنافع اتحادیه‌ای شامل برخی از جمهوری‌های مستقل اتحاد جماهیر شوروی سابق است. تأسیس این اتحادیه به دست روسای مملکتی کشورهای روسیه، روسیه سفید و اوکراین بود. مرکز اصلی آن در مینسک پایتخت روسیه سفید، است و نشستهای آن در کاخ تاوری در سن پترزبورگ انجام می‌شود. این اتحادیه در دسامبر سال ۱۹۹۱ در یک قرار روسای کشورهای روسیه، بلاروس و اوکراین و سپس عضو شدن هشت کشور دیگر، شکل گرفت. در سال ۱۹۹۳ پس از عضو شدن کشور گرجستان، که خود را تا آن زمان از این اتحادیه دور نگه می‌داشت، تعداد این کشورها افزایش یافت. گرجستان پس از جنگ مرداد ماه سال ۸۷ در منطقه اوستیای جنوبی و دخالت روسیه از این سازمان خارج شد.  همین مسئله موجب تقدیم پیش نویس قانونی به مجلس اوکراین برای خروج از این سازمان شد. هرچند که هم اکنون نیز اوکراین فعالیت چندانی در این سازمان ندارد و عملاً از آن خارج شده‌است. از فوریه ۲۰۰۶ کشور قزاقستان در نشستهای وزرای دفاع اتحادیه شرکت نمی‌کند، و ترکمنستان نیز از سال ۲۰۰۵ عضو جانبی به حساب می‌آید. اهداف این اتحادیه، سعی در باز سازی فضای اقتصادی و امنیت کشورهای پیشین اتحاد جماهیر شوروی سابق است. در سالهای اخیر این اتحادیه مفهوم خود را از دست داده، چنانچه اعضای آن فقط در سطح دیپلماتها با هم نشست انجام می‌دهند و روسای آنها سالهاست که با هم نشستی نداشته‌اند. در این میان کشورهای عضو، سیاست‌های خارجی مشترک نداشته و به موازات، پیمانهای دیگری از قبیل مجمع اقتصادی اوراسیا و سازمان همکاری شانگهای و اکو (ایران و ترکیه و پاکستان)، بسته‌اند.
15- نیروهای ناتو
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو به انگلیسی: North Atlantic Treaty Organization با مخفف  NATO به فرانسوی:Organisation du traité de l'Atlantique Nordبا مخفف OTAN) در ۴ آوریل ۱۹۴۹ میلادی (۱۵ فروردین ۱۳۲۸) با هدف دفاع جمعی در واشینگتن دی.سی. پایه‌گذاری شد و هم‌اکنون ۲۸ عضو دارد.  قلب پیمان ناتو ماده ۵ آن است که در آن کشورهای امضا کننده توافق کرده‌اند حمله نظامی علیه یک یا چند کشور عضو در اروپا یا آمریکای شمالی را به عنوان حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی کنند و به مقابله آن برخیزند. مطابق ماده ۱۴ و پایانی این پیمان، متون انگلیسی و فرانسوی آن هر دو معتبر هستند، پیمان نزد دولت ایالات متحده آمریکا سپرده می‌شود و مطابق وظیفه دولت ایالات متحده نیز نسخه‌های مورد تأیید آن را برای دولت‌های امضا کننده پیمان می‌فرستد. این پیمان در حال حاضر بزرگترین پیمان نظامی در جهان است و با پیوستن مونته نگرو به این پیمان دارای ۲۹ عضو خواهد شد.
پیمان واشینگتن که بعدها به پیمان آتلانتیک شمالی شناخته شد پس از مذاکراتی که از ژوئیه ۱۹۴۸ در واشینگتن آغاز شده بود در ۴ آوریل ۱۹۴۹ میان آمریکا، اعضای پیمان بروکسل بریتانیا، فرانسه، هلند، بلژیک و لوکزامبورگ و دیگر کشورهای بلوک سرمایه‌داری که به این پیمان دعوت شده بودند کانادا، دانمارک، ایسلند، ایتالیا، نروژ و پرتغال به امضا رسید. پیش از آن سنای آمریکا در پاسخ به دخالت شوروی در کودتای چکسلواکی با تصویب قطعنامه واندنبرگ-کنالی در ۱۱ ژوئن ۱۹۴۸ به دولت آمریکا اجازه پذیرفتن تعهداتی در خارج از مرزهای آمریکا را داده بود. شوروی در پاسخ به ناتو پیمان ورشو را تشکیل داد.
16- امپریالیسم
اصطلاح اِمپـِریالیسم به فرانسوی: Impérialisme) خود از واژه قدیمی‌تر empire (امپراتوری آمده  است.[۱] از واژهٔ امپریالیسم تعاریف گوناگونی بدست داده شده‌است:
• امپریالیسم به نظامی گفته می‌شود که به دلیل مقاصد اقتصادی و یا سیاسی می‌خواهد از مرزهای ملی و قومی خود تجاوز کند و سرزمین‌ها و ملتها و اقوام دیگر را زیر سلطه خود درآورد.
• سیاستی که مرام وی بسط نفوذ و قدرت کشور خویش بر کشورهای دیگر است.
• رژیمی که بر اثر از میان رفتن خرده‌سرمایه‌داری داخلی و پدید آمدن تراستها و کارتلها دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای به‌دست آوردن مستعمره و بازار به دیگران تجاوز کند.
• این واژه در مفهوم امروزی به معنای کنترل کشوری از سوی کشور دیگر بکار می‌رود؛ فرایند تحمیل اراده کشوری بر کشور دیگر. مثلاً گاهی گفته شده‌است نظارت آمریکا بر کشورهای خاورمیانه امپریالیسم آمریکایی است.
• امپریالیسم عنوانی است برای قدرتی (یا دولتی) که بیرون از حوزه ملی خود به تصرف سرزمین‌های دیگر بپردازد و مردم آن سرزمین‌ها را به زور وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع اقتصادی و مالی وانسانی آنها به سود خود بهره کند. امپریالیسم فقط به معنای تصاحب قلمرو ارضی کشورها نیست بلکه به نحو گسترده‌تری با کسب کنترل سیاسی و اقتصادی بر مردم و اراضی، خواه با نیروی نظامی و خواه با ابزارهای زیرکانه تر، مرتبط است. موضوع امپریالیسم سیاست و شیوه‌های دولتی است که غالباً با ابزارهای اقتصادی، قدرت و سلطه خود را گسترش می‌دهد.

 


17- ارتش آزاد مردمی چین  PLA
People Liberation Army
ارتش آزادی ‌بخش خلق به چینی: 中国人民解放军 ارتش ملی جمهوری خلق چین است که در ۱ اوت ۱۹۲۷ همزمان با قیام نانچانگ با نام «ارتش سرخ کارگران و دهقانان چینی» تشکیل شد و در سال ۱۹۴۹ با فتح سرزمین اصلی چین به حکومت جمهوری چین بر این سرزمین پایان داد. ارتش آزادی بخش خلق چین از لحاظ تجهیزات بعداز ارتش ایالات متحده آمریکا و نیروهای مسلح روسیه سومین ارتش قدرتمند در جهان است و از لحاظ تعداد پرسنل و نیروهای نظامی در مکان اول قرار دارد. ارتش آزادی‌بخش خلق از چهار بخش؛ نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی و سپاه پشتیبان توپخانه، تشکیل می‌شود. هرچند در قوانین چین خدمت سربازی اجباری است اما این قانون با توجه به تعداد زیاد داوطلبان فعالیت در ارتش هیچگاه اجرا نشده است.
18- سازمان همکاری شانگهای SCO
Shanghai Coopration Organization International Monetary Fund
سازمان همکاری شانگهای سازمانی میان‌دولتی است که برای همکاری‌های چندجانبه امنیتی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شده‌ است. این سازمان در سال ۲۰۰۱ توسط رهبران چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان با هدف برقرار کردن موازنه در برابر نفوذ آمریکا و ناتو در منطقه، پایه‌گذاری شد. نقش اصلی و تعیین کننده را، در سازمان شانگهای، دو کشور چین و روسیه تشکیل می‌دهند. سازمان همکاری شانگهای در حقیقت ترکیب جدید سازمان شانگهای ۵ است که در سال ۱۹۹۶ تأسیس شده بود، ولی نام آن پس از عضویت ازبکستان به «سازمان همکاری شانگهای» تغییر داده شد. علاوه بر اعضای اصلی، ابتدا مغولستان در سال ۲۰۰۴ و یک سال بعد ایران، پاکستان، هند و افغانستان در سال ۲۰۱۲ و پس از آن بلاروس به عنوانعضو ناظر به سازمان ملحق شدند. در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵ این سازمان با عضویت هندوستان و پاکستان موافقت نمود و این دو کشور در کوتاه‌تر از دو سال همه شرایط برای عضویت کامل این سازمان را اجرا کردند و عضویت این دو کشور در سازمان همکاری شانگهای در اجلاس رهبران کشورهای عضو این سازمان که طی در ژوئیه ۲۰۱۷ در آستانه، پایتخت قزاقستان، برگزار شد، به تصویب رسید. نقش این سازمان از زمان تأسیس آن تاکنون در منطقه افزایش یافته‌است. این سازمان، بر خلاف سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو و پیمان ورشو سابق، هنوز یک معاهده دفاعی چندجانبه به شمار نمی‌رود.

 


19- دوترته Duterte
رودریگو روآ دوترته تاگالوگی: Rodrigo Roa Duterte؛ زاده ۲۸ مارس ۱۹۴۵، ملقب به رودی (Rody) یا دیگونگ (Digong)، وکیل، سیاست‌مدار و هم اکنون به عنوان شانزدهمین رئیس جمهور فیلیپین فعالیت می‌کند. دوره ریاست جمهوری او از همان آغاز بسیار بحث‌برانگیز بوده است. رودریگو دوترته در خانواده‌ای از سیاستمداران پر نفوذ متولد شد. او سالمندترین شخص و نخستین فرد از اهالی منطقه میندانائو در جنوب فیلیپین است که به ریاست جمهوری فیلیپین رسیده است. میندانائو از مناطق توسعه نیافته و فقیر در جنوب فیلیپین است که با شورش و ناامنی دست به گریبان بوده است. او توانسته شبکه سیاسی قدرتمندی را تشکیل دهد. بطوریکه که پس از کناره‌گیری از سمت شهرداری داوائو سیتی، دخترش را به جای خود نشانده و به پسرش هم مقام معاونت شهردار را داده است. رودریگو دوترته تحصیل کرده رشته حقوق است و سال‌ها در سمت وکیل مدافع و سپس در سمت دادستان فعالیت داشت. او به استفاده از بعضی واژه‌های مستهجن در ملاء مشهور است. استفاده از همین الفاظ مستهجن باعث شده که او برای بسیاری از مردم عادی جاذبه داشته باشد. ساده زیستی و اعتراف او به داشتن روابط نامشروع متعدد و توهین به پاپ در یک کشور کاتولیک مذهب، عملاً بر این جاذبه افزوده و از او شخصیتی «خاکی» ساخته است. همسر آقای دوتریته شانزده سال پیش درگذشت و او با شریک زندگی فعلی خود رسماً ازدواج نکرده است. دوترته از ارتباط نزدیکی خود با خانواده فردیناند مارکوس، دیکتاتور پیشین فیلیپین (۱۹۶۵ تا ۱۹۸۶) خبر داده است. او گفته است که سرانجام اجازه خواهد داد تا جسد فردیناند مارکوس به فیلپین منتقل و در گورستان ملی قهرمانان در مانیل، پایتخت، به خاک سپرده شود. دوترته پیش از ریاست جمهوری، به مدت بیست سال شهردار داوائو سیتی، بزرگترین منطقه میندانائو بود. او در این سمت به فردی شهرت یافت که برای اعمال نظم و قانون، ترس و نگرانی از تخطی از برخی قوانین حقوق بشری ندارد. برخی از مخالفان، او را متهم کرده‌اند که در این دوران، دوترته با گروه‌های زیرزمینی، که به قتل صدها نفر در داوائو متهم هستند، ارتباط داشته است. خود او این اتهام را گاهی تلویحاً پذیرفته و گاهی تکذیب کرده است. مجلس سنای فیلیپین مشغول رسیدگی به این موضوع است. او در جریان مبارزات انتخاباتی و پس از پیروزی، از برقراری مجدد مجازات اعدام برای جرایم جدی، توصیه به پلیس برای شلیک به افراد مسلح تحت تعقیب، انتقاد از طبقه روشنفکر و وعده پاکسازی تشکیلات دولتی از فساد حمایت کرده است. او به استفاده از بعضی واژه‌های مستهجن در ملاء مشهور است. از زمان آغاز ریاست جمهوری وی، هفت هزار نفر فروشنده و مصرف‌کننده مواد مخدر گاه به شکلی مرموز کشته شده‌اند. نزدیک به هفتصد هزار نفر هم خود را به مأموران دولتی تسلیم کرده‌اند. او گفته، شخصاً مجرمان مواد مخدر را در شهر داوائو، کشته است. در میانه این جنگ خونبار، بی‌گناهان بسیاری کشته شده‌اند. شیوه برخورد دولت دوترته با معتادان و تبهکاران با استقبال بسیاری از مردم فیلیپین مواجه شده که که از گسترش اعتیاد و رواج جرم و جنایت در کشورشان گله دارند. اما همزمان، انتقادات شدیدی را در داخل و خارج از کشور به همراه داشته است. منقدان می‌گویند که این شیوه برخورد، باعث نهادینه شدن خشونت در جامعه و تضعیف امنیت اجتماعی می‌شود و مفاسد بیشتری را در پی خواهد آورد. رودریگو دوترته، این منتقدان را «گروهی بیشعور از ناب‌ترین نوع آن» توصیف کرده است. این خشونت‌ها باعث انتقاد پاپ، رهبر کلیسای واتیکان شده است. دو ترته اتحادیه اروپا را به خاطر انتقاد از روش‌های خود، به دورویی متهم کرد. او می‌گوید که آنها به جای خرده‌گیری از سیاست‌های دولت فیلیپین، بهتر است به وضعیت مهاجرانی که از خشونت در خاورمیانه گریخته و به آنان پناه آورده‌اند رسیدگی کنند. در ژوئیه ۲۰۱۶، دوترته بریتانیا و ایالات متحده آمریکا را متهم کرد از طریق مداخلات خود تروریسم را وارد خاورمیانه کرده‌اند. او گفت: «آمریکا خاور میانه را نابود کرد. بریتانیا و آمریکا اعتراف نمی‌کنند که به زور وارد عراق شده و صدام حسین را کشتند. اکنون به عراق بنگرید. ببینید چه بر سر لیبی آمده. ببینید چه بر سر سوریه آمده. دو ترته، پیمان نظامی فیلیپین و آمریکا را هدف حمله قرار داده است. او و باراک اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا قرار بود در اجلاس ۲۰۱۶ انجمن ملل آسیای جنوب شرقی آسه‌آن با یکدیگر دیدار کنند. آمریکا اعلام کرد رئیس جمهور اوباما قصد دارد ۲۴۰۰ فیلیپنی را که به دلیل جنگ دوترته علیه مواد مخدر اعدام شده‌اند را مطرح کند. دوترته از موضوع طرح شده جلسه انتقاد کرد و گفت: من دست نشانده آمریکا نیستم. من رئیس جمهور کشوری دارای اقتدار ملی هستم و به کسی جز مردم فیلیپین پاسخگو نیستم.
20- ترامپ
دونالد جان ترامپ به انگلیسی  Donald John Trumpزاده ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ میلادی چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا است. وی پیش از ورود به سیاست کارآفرین و یک چهره تلویزیونی بود. ترامپ، متولد و بزرگ‌شده بخش کویینز نیویورک است. وی در سال ۱۹۶۸ با مدرک کارشناسی اقتصاد از مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا فارغ‌التحصیل شده است. او به مدت ۴۵ سال سازمان ترامپ را بر عهده داشت، شرکت ساخت ‌و ساز املاک که مادربزرگ پدریش مؤسس آن بود. فعالیت او متمرکز بر ساختن و نوسازی برج‌های تجاری، هتل‌ها، کازینوها و زمین‌های گلف بود. او اقدام به چند پروژه پرریسک تجاری جنبی کرد و نام شرکت خود را به عنوان برند بر محصولات متعددی گذاشت. ترامپ از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ میزبان ریلتی شوی محبوب کارآموز در ان‌بی‌سی بوده است که به خاطر آن در پیاده‌روی مشاهیر هالیوود یک ستاره به او داده شده است. ترامپ که از سوی مجله فوربز به تاریخ سال ۲۰۱۷، با ۳٫۵ میلیارد دلار ثروت ۵۴۴ مین فرد ثروتمند جهان بوده، کسب ‌وکارهایش و نیز سه ازدواجش دهه‌هاست پوشش گسترده رسانه‌ای را به خود جلب کرده است. ترامپ مدت‌ها به سیاست ابراز علاقه کرده بود. در سال ۲۰۰۰ برای کسب نامزدی حزب ریفورم در انتخابات ریاست‌جمهوری رقابت کرد و در انتخابات مقدماتی این حزب در دو ایالت پیروز شد و سپس کنار کشید. او در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۶ بار دیگر رسماً نامزدی خود را برای انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری ۲۰۱۶، این بار به عنوان یک جمهوریخواه اعلام کرد. کمپین ترامپ پوشش گسترده رسانه‌ای و توجه بین‌المللی را به خود جلب کرده است. در مه ۲۰۱۶، پس از موفقیت او در پیروزی در بیشترین ایالت‌ها و کسب بیشترین آرای رقابت مقدماتی حزب جمهوریخواه، تنها رقبای باقیمانده او کناره گیری کردند و ترامپ در ژوئیه رسماً نامزد حزب جمهوریخواه شد. ترامپ در انتخابات سراسری ۸ نوامبر ۲۰۱۶ به طرز غافلگیرکننده‌ای بر هیلاری کلینتون، نامزد دموکرات پیروز شد. ترامپ با ۷۰ سال سن ثروتمندترین و مسن‌ترین کسی شد که ریاست جمهوری را شروع می‌کند. او تنها کسی است که بدون هر گونه سابقه تصدی مناصب سیاسی یا نظامی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شده و پنجمین کسی است که با کسب آرای مردمی کمتر از رقیبش به ریاست جمهوری برگزیده شده است. ترامپ در ماه‌های نخست ریاست جمهوری خود، تعداد زیادی از سیاست‌های باراک اوباما رئیس جمهور قبلی را برعکس کرد و سر و صدای زیادی به راه انداخت، آمریکا را از شراکت ترنس- پسیفیک و توافق پاریس خارج کرد، و بخش‌هایی از پیمان روابط با کوبا را لغو کرد او نیل گرساچ را به دیوان عالی منصوب کرد. او ممنوعیتی بر ورود شهروندان شش کشور با اکثریت مسلمان(از جمله ایران) اعمال کرد که بخش‌هایی از آن پیاده‌سازی شد. پس از این که او جیمز کومی اداره‌کننده اف ‌بی‌آی را اخراج کرد، رابرت مولر به عنوان مشاور ویژه حقوقی برای تحقیق در خصوص مداخله روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ و پیوندهای احتمالی بین نزدیکان ترامپ و روسیه و هر مسئله مرتبط منصوب شد.
21- پرده آهنین
پرده آهنین نام بخش‌بندی مرزی اروپای پس از جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵ و در جنگ سرد به دو بخش اروپای غربی و کشورهای عضوپیمان ورشو بود. با پایان جنگ سرد در ۱۹۹۱ پرده آهنین نیز برچیده‌شد.
این اصطلاح کنایه‌ای است از تلاش های اتحاد جماهیر شوروی برای ممانعت از ارتباط آزاد خود و دولت های اقماریش با کشورهای غیر کمونیستی غربی. این اصطلاح را نخستین بار وینستون چرچیل در ۱۹۴۵ ضمن بحث از مسائل سیاست خارجی در مجلس عوام بکار برد.
در خاور این پرده شوروی و همپیمانانش و در بخش باختری جامعه اروپا و ناتو جای‌داشتند. مهمترین نماد فیزیکی این پرده دیوار برلین بود. فروپاشی این پرده از لهستان آغاز شد و با مجارستان، آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی و رومانی ادامه‌یافت. رومانی تنها کشور بلوک شرق بود که سرنگونی رژیم کمونیستی‌اش با خشونت همراه بود.


 

شناسنامه


کدخبر: ۱۶۸۴۶۶
تاریخ: ۱۳۹۶/۷/۲     ساعت: ۱۰ : ۳۷
امتیاز به این خبر:
  • 4
سرویس: اختصاصی جهانی پرس       زیرسرویس: اختصاصی جهانی پرس
انتشار:
تماس با ما


نام :*
ایمیل:
متن پیام :*
ارسال
نظرات


رضا محمدي

مقاله بسيار جالبي بود لطفا در مورد مسائل اقتصادي بيشتر بنويسيد

۲
۰
رژين قاسمي

بسيار خبر عالي و مفيدي بود

۳
۰
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
  • ۱۳۹۸ شنبه ۳۱ فروردين
  • ١٤ شعبان ١٤٤٠
  • Apr 20 2019