صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
گروه های خبری
اقتصادی
اجتماعی
هنر و اندیشه
محله خبر
اختصاصی جهانی پرس
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
سیدمحمود کمال آرا «زکریا» پژوهشگر مسائل سیاسی

شفیتگان انقلاب، کودکان چراغ به دست وحشت زده

جهانی پرس: ایدئولوگان انقلاب با یک عمل انقلابی مرزبندی میان سیاه و سفید و به تعبیر بهتر ((خودی)) و ((غیرخودی)) را فراهم می کنند و در وهله پیدایش خود، پیروزی را حتمی و از آن خود می دانند و معتقدند انقلاب آن ها دارای پیام جهانی است و دشمنانشان را شر و از اصلاحات عاجز می دانند.

انقلاب یا منازعه سیاسی
با اینکه هیچ تعریف قاطع و فراگیری از انقلاب وجود ندارد، شاید بتوان از یک حادثه بعنوان جرقه پیدایش آن در یک کشور نام برد و انقلاب را سرآغاز شکاف آشکار بین نیروهای سیاسی حاکم و نیروهای اجتماعی دانست. پدیده انقلاب جایگاه و اهمیت خاصی در تاریخ تحولات جوامع بشری دارد. هنگامی که از انقلاب حرف میزنیم قصد داریم تا به یک بحران ناگهانی عمیق و آگاهانه در ارتباط با مشروعیت قدرت حاکم در یک جامعه که به فروپاشی و تغییر در قلمروهای سیاسی و اجتماعی منجر می شود، اشاره کنیم.
در تعریفی دیگر؛ انقلاب به اعتراف بیشتر متفکرین یک پدیده و منازعه ای سیاسی است که یک جامعه ی به ظاهر باثبات را بطور ناگهان دچار لرزش و بحران کرده و این بحران هر چند دارای پیش زمینه های قبلی است، اما بواسطه آن، میدان برای تقابل دو بلوک یعنی نیروهای انقلاب و حکومتگران می شود. باید توجه داشت انقلاب، صرفا بحران سیاسی و اجتماعی نمی باشد و ابعاد بنیادی و عمیق تر دارد و اینطور نیست که صرفا بر اساس شرایط سخت و غیر ارادی به یکباره ظاهر شود بلکه در این حرکت نقش عوامل انسانی و کارگزاری در کنار عوامل ساختار قدرت برجسته میشوند. وقتی از شکاف بین حکومتگران و انقلابیون صحبت می شود، بنابراین این بحران در یک دوره ی کوتاه و آن هم بحرانی قابل ترمیم نیست. به عبارتی وقتی دیوار بی اعتمادی بین محافظه کاران و انقلابیون به سرعت افزایش یافت، بزودی مبارزه بین آن ها صورت می گیرد و در نهایت ما شاهد دگرگونی در سطح نخبگان، نهادها و ساختارهای سیاسی و اجتماعی می شویم.
فرآیند و پیدایش انقلاب
چرا انقلاب ها رخ دادند؟ منابع مخالفت با رژیم پیشین چه بودند؟
واژه انقلاب ترجمه "رولوشون" REVOLUTION لاتینی می باشد و به معنی برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، زیر و زبر شدن، رجعت، تغییر و تحول است. به نظر هانتینگتون یک انقلاب تمام عیار دارای ترتیب و روابط سه عنصری است. اول نابودی سریع و خشونت آمیز نهادهای سیاسی موجود، دوم بسیج گروه های جدید در عرصه سیاست و سوم تاسیس نهادهای سیاسی نوین.
انقلاب ها ساخته نمی شوند بلکه آن ها با بحران سیاسی دولت، شورش از پایین و به حاشیه رانده شدن اجباری نخبگان می آیند. شروع انقلاب با ظهور مدعیان(روشنفکران) یا ائتلافی از آنها که هرکدام با ایدئولوژی نوین ادعای جایگزینی نسبت به قدرت را دارند و به ویژه ناکارآمدی حکومتگران در انجام تکالیف و افزایش انتظارات مردم برای ارائه خدمات و منابع آغاز می شود. از سوی دیگر ناتوانی یا عدم تمایل کارگزاران حکومت به سرکوب ائتلاف مخالفان و تشکیل ائتلاف بین بخش های  عمده ای از جامعه سیاسی یعنی مردم با چالشگران و مدعیان جدی قدرت که البته حرف های جدیدی نیز دارند، به سهولت پیدایش انقلاب کمک خواهد کرد.
در فرآیند انقلاب سقوط واقعی رژیم با یک بحران سیاسی حاد آغاز می شودکه نتیجه ی ناتوانی حکومت برای حل بعضی مشکلات اقتصادی، سیاسی است و نتیجه اقدام مخالفان انقلابی و درست قبل از سقوط، دولت تلاش می کند با انجام اصلاحات اساسی انتقادات را فرونشاند. بلوک((روشنفکران))(روزنامه نگاران، نمایش نامه نویسها، مقاله نویس ها، معلمان، روحانیون، حقوق دانان و اعضای تحصیل کرده بروکراسی) از حمایت رژیم دست بر می دارند، به نوشتن مطالب انتقادی در محکومیت رژیم می پردازند و خواستار اصلاحات اساسی می شوند. حتی در جایی که انقلابیون به گونه ای منسجم علیه رژیم پیشین متحد شده اند، به دنبال فروپاشی این رژیم، منازعات درونی آن ها نهایتا باعث بروز مشکلاتی می شود.اصلاح طلبان میانه رو اولین گروهی هستند که زمام دولت را به دست می گیرند. در حالی که میانه رو ها در صدد بازسازی حکومت بر اساس اصلاحات متعادل هستند و غالبا اشکال سازمانی برجامانده از رژیم پیشین را به کار می گیرند، مراکز جدید و تندرو بسیج توده ای با اشکال سازمانی جدیدی سر بر می آورند. تغییرات عظیمی که در سازمان و ایدئولوژی حاکم در پی یک انقلاب موفقیت آمیز حادث می شوند، نه پس از فروپاشی رژیم پیشین، بلکه هنگامی به وقوع می پیوندند که سازمان های تندرو جدید و بسیج کننده توده توانستند میانه رو ها را کنار بزنند. بی نظمی ناشی از انقلاب و اعمال کنترل شدید معمولا به تحمیل اجباری نظم بوسیله حکومت قهرآمیز می انجامد و این دوره را عصر ((ترور)) یا وحشت می نامند. نبرد میان تندروها و میانه رو ها و میان مدافعان انقلاب و دشمنان خارجی غالبا به رهبران نظامی اجازه می دهد که از حالت گمنامی به یک فرمانده و حتی رهبر مطلقه تبدیل شوند. و نتیجتا مرحله رادیکالیسم و تندروی انقلاب نهایتا جای خود را به مرحله ی عمل گرایی و تعقیب میانه روانه پیشرفت و ترقی در چارچوب وضع جدید می دهد.
شفیتگان انقلاب و مخالفان آن
علوم سیاسی مانند هر رشته دیگری نمی تواند با مشاهدات صرف به جلو برود. بدون داشتن ایده ای در مورد اینکه چه انقلابی مهم است، نمی توانیم به درون تحولات پیچیده بین المللی که در آن زندگی می کنیم قدم بگذاریم. ابتدایی ترین معنا از تئوریهای  انقلاب این است که به جای عمل، با امور انتزاعی و فعالیت ذهنی سر و کار دارد. به اعتقاد برخی از نویسندگان مفهوم انقلاب به سهولت مستقیما یا به شکلی غیر مستقیم در ورای مرزهای علمی در گفتمان های هنجاری جا می گیرد. از این رو برخی اندیشمندان به صورت علمی آکادمیک و دانشگاهی به مطالعه و نظریه پردازی در خصوص جنبش های اجتماعی یا انقلاب پرداخته اند. همانگونه که کاپلان به درستی مدعی است انگیزه ی بسیاری از دانش پژوهان، شناخت دقیق انقلاب بمنظور جلوگیری از وقوع آن بوده است.
انقلاب که نشانه اش احساس نوجویی است متضمن این تصور می باشد که سیر تاریخ ناگهان ازنو آغاز می شود و داستانی سراسر نو که هیچگاه قبلا گفته یا دانسته نشده بزودی شروع خواهد شد. وجه مشخصه انقلاب نوین بطور معمول یک دسته اندیشه های آرمان خواهانه عاطفی در شیفتگان آن است. یعنی انتظاری که جامعه در حال گام زدن به سمت دگرگونی عمیق ارزش ها و ساختارها و نیز استحاله رفتار اشخاص می باشد. پس باید پذیرفت  چرخش نخبگان برای حل بحران مشارکت سیاسی و افزایش قدرت دولت انقلابی، گاها خیال پردازی هایی را برای آینده موهوم و تحول در نظام اقنصادی در اذهان عمومی به بار می آورد. بنابراین انقلابات شیفتگان و مخالفانی را هم دارد، که مخالفین آن دیدگاه های منفی و محافظه کارانه را نه تنها در انقلاب بلکه در هر تحول سریع و رادیکالی دارند. در واقع انقلابیون نه مانند مردانی سوار بر اسب و نه همچون توطئه گران پیروزی که در صحنه ظاهر می شوند، بلکه همچون کودکان چراغ به دست وحشت زده ای نمایان می شوند که خانه ای خالی را کاوش می کنند و هنوز به خالی بودن آن مطمئن نیستند.
ایدئولوژی انقلابات
ایدئولوژی شاخصه اصلی و ذاتی انقلاب است. ایدئولوژی به انقلابات حالت پدیده ای را می بخشد که از روال عادی مبارزه بر سر قدرت یا اختلاف طبقاتی متمایز می باشد. پویایی ایدئولوژی انقلابیون در مقابل نظام ارزشی مسلط می تواند عمل انقلابی را برای مرزبندی میان سیاه و سفید و به تعبیر بهتر ((خودی)) و ((غیرخودی)) فراهم کرده و انگیزه قوی در مقابل ناملایمات و شرایط سرکوب باشد. هر ایدئولوژی به توضیحی از وضع موجود و معیارهایی برای ارزش اوضاع سیاسی و اجتماعی می پردازد. رهبران ایدئولوژی به طرفداران خود جهت و هویت می دهند و برنامه عملی سیاسی و اجتماعی را به آنها می گویند. ایدئولوگ های انقلابی در وهله پیدایش خود، پیروزی را حتمی و از آن خود می دانند و معتقدند انقلاب آن ها دارای پیام جهانی است و دشمنان را شر و از اصلاحات عاجز می دانند.( جک گلدستون،1385)
انقلاب ها را بر اساس نوع ایدئولوژی به انقلاب های کمونیستی، لیبرالیستی، اسلامی، می توان تقسیم کرد:
• نیروها و طبقات دخیل در انقلاب: انقلاب عمودی یا افقی، انقلاب از بالا و پایین، انقلاب قصرنشنیان و کوخ نشینان(پابرهنگان)، انقلاب بورژوازی و کارگری
• میزان و شدت تغییرات انقلابی: انقلاب اجتماعی، انقلاب سیاسی و انقلاب آرام
• محیط جغرافیای انقلاب: انقلاب شرقی، غربی، انقلاب مرکز و پیرامون، شهری و روستایی
• برد اهداف و نیت انقلابیون: انقلاب طبقاتی، ملی یا جهانی
• فرجام و سرنوشت انقلاب: انقلاب عقیم(نافرجام)، انقلاب پیروز و موفق
با در نظر گرفتن ایدئولوژی، هیچ انقلابی موفق نخواهد بود مگر اینکه ائتلافی همه گیر و متحد علیه دولت شکل گیرد. هیچ گروه یا طبقه ای به تنهایی ابزار های لازم را برای راه اندازی انقلاب علیه دولت مدرن را که اغلب از قدرت خوبی هم برخوردار است، در اختیار ندارد. برای فراهم شدن این ائتلاف بزرگ وجود رهبری در قواره ی (ایدئولوگ انقلاب، فرمانده انقلاب، معمار یا نظام ساز انقلاب)  امری ضروری است.
در بعضی انقلاب ها مشاهده می شود که گاهی رهبری در هر سه مرحله یعنی ایدئولوگ، فرمانده و معمار انقلاب در وجود یک نفر خلاصه شده است. این موضوع را در انقلاب اسلامی یعنی رهبری حضرت امام خمینی(ره) کاملا می توان مشاهده کرد.
تلاش خارجی برای پیدایش انقلابات، کودتا و شورش
آمریکا با صرف هزینه های و بودجه های قابل توجه دانشگاهیان و پژوهشگران را ترغیب به مطالعه و بررسی ویژگی ها و آثار و عوامل بروز جنبش های آزادی بخش و انقلاب می کند. هدف عمده ی آن ها همانگونه که کاپلان عنوان می کند جلوگیری از شکل گیری انقلاب ها بود، به همین دلیل عمده طرح ها و نظرات این دسته از کارشناسان و پژوهشگران با عنایت به دیدگاه و اهداف سیاست مداران نسبت به انقلاب و انقلابیون منفی و محافظه کارانه است. به گونه ای که موسسات پژوهشی آمریکا بوِیژه مراکز وابسته به وزارت دفاع یا نیروهای مسلح تحقیقات خود را تحت عنوان "مطالعات ضد شورشگری یا ضدبراندازی" می نامیدند. بعنوان مثال می توان به موسسه   " واشنگتن برای سیاست گذاری خاورنزدیک" موسوم به WINEP  و یا موسسه تحقیقاتی راند RAND وابسته به نیروهای هوائی آمریکا با بیشترین پژوهشگر و استراتژِیست اشاره کرد. یکی از تحقیقات و پروژه بسیار پرهزینه و معروف آمریکا یعنی "کاملوت" CAMELOT  در اواسط دهه 1960 با بکارگیری تعداد زیادی از محققان علوم اجتماعی اجرا گردید. آنچه را که کاملوت وعده می داد تنها توجیه دگرگونی های پیش بینی شده در پاره ای کشورهای جهان سوم نبود بلکه راهنمای مهارکردن و لگام زدن بر این دگرگونی ها را نیز پیش بینی می کرد. کاملوت، الگو و انگاره ی ضد انقلاب را وعده می داد.
مطالعات در مراکز پژوهشی در حوزه های مختلف جنبش های اجتماعی از جمله؛ کارگری زنان سیاهان اقلیت های قومی مذهبی محیط زیست و برخی از اشکال خشونت های شهری صورت می گیرد.
انقلاب، کودتا و نیروهای مسلح
تنها ایالات متحده آمریکا از سال 1950 تا سال 1991 حدود 95 کودتا طرح و به مرحله اجرا گذارده است. کودتا بیشتر در تاریخ کشورهای در حال توسعه جهان سوم به چشم می خورد. کودتا ترکیبی از دو واژه فرانسوی به معنی زدن یا برانداختن حکومت است و از نظر سیاسی حرکتی توطئه آمیز و سریع از سوی اقلیتی صاحب قدرت در درون نظام بر علیه بخش دیگری از هیئت حاکمه بمنظور کسب قدرت سیاسی است. فرهنگ سیاسی مستعد کودتا زمینه را برای نقش آفرینی ارتش در کسب قدرت مهیا می کند. در یک تحلیل عمیق تر وقوع کودتا از یک سو به خواست و انگیزه ی آگاهانه برخی از نیروهای نظامی و از سوی دیگر به شرایط سیاسی و اجتماعی بستگی دارد. شرایط کودتا در قیاس با انقلاب سهل تر و خیلی سریع و ناگهانی بنظر می رسد ولی از ظرافت، پیچیدگی و دقت عمل و سرعت زیادی برخوردار است.
جانسون مدعی است تماس های دوستانه عامه مردم با ارتش، شوروش های درون سازمانی به دلیل شرایط نامطلوب خدمت، اختلاف و شکاف بین فرماندهان نظامی و مهم ترین آن ها یعنی شکست در جنگ موجب تضعیف شدید وحدت و انسجام نیروهای مسلح می شود. امروزه تاثیر گذاری افکار عمومی ، مطبوعات مستقل، حرفه گرایی ارتش و همچنین نظام بروکراتیک همگی احتمال کودتا را به حداقل رسانیده است.
تفاوت انقلاب با شورش
شباهت و افتراق طغیان با انقلاب را می توان وقتی بررسی کرد که مخالفت های عمومی گسترده با بحران شدید در پیکر سیاسی کشور رخنه کرد که نتیجه آن معمولا طغیان است. شورش یا طغیان خشونت سیاسی و اجتماعی نسبتا خودجوش، غیرسازمان یافته و زودگذر است که با شرکت جمعی از مردم بمنظور اعتراض به بخشی از سیاست های حکومت انجام می گیرد.شورش مقطعی و زودگذر و فاقد رهبری و ایدئولوژی بوده و کشش و سازمان دهی لازم را برای تداوم حرکت را بجز در موارد استثنائی ندارد. بدلیل تخریب اموال عمومی و دولتی از یک سو و همچنین فقدان برنامه ریزی مشخص، حکومت ها دلایل فراوانی برای سرکوب شورش ها دارند.
تفاوت انقلاب با رفرمیسم
در علوم اجتماعی نمی توان تحولاتی همچون اصلاحات را در ردیف انقلابات اجتماعی گذارد. بطور کلی خطرناک ترین لحظه برای یک حکومت زمانی است که به جستجوی اصلاح راه های ثباتش می پردازد. اصلاحات یا رفرم حرکتی آرام، تدریجی و قانونی از سوی هیئت حاکمه تحت فشار (از داخل و خارج) بمنظور تغییر در سیاست های کلی دولت تلقی می شود. اصلاحات بر خلاف انقلاب از طریق بخشی از هیئت حاکمه و رسمی تحقق می یابد، ثانیا عموما تدریجی و بدون خشونت می باشد، ثالثا در پی تغییرات بنیادین و ریشه ای نیستند بلکه بدنبال تغییر در برخی از روندها و سیاست های حکومت هستند.
 نمونه های تاریخی مشهور و متاخر از اصلاحات در کشور اتحاد جماهیر شوروی بود که اصلاحات پروستریکا و گلاسنوست گورباچف منجر به فروپاشی این ابر قدرت گردید. هر چند سقوط و فروپاشی تاریخی و عبرت انگیز اتحاد جماهیر شوروی بعنوان کشوری که بر اساس آموزه های کارل مارکس بنا شده بود اهمیت و جایگاه مارکسیسم را در نظام بین المللی به شدت تقلیل داده، اما سرنوشت سوسیالیسم شوروی با شروع اصلاحات معروف گورباچف گلاسنوست(اصلاحات سیاسی) و پروستریکا(اصلاحات اقتصادی) و عدم مهار و کنترل مناسب آن منجر به فروپاشی برادر بزرگ اردوگاه شرق و در واقع کاهش روزافزون جذابیت های افکار انقلابی مارکس گردید. گفتنی است حضرت امام خمینی(ره) قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ضمن طرح بیماری سوسیالیسم و سرمایه داری یعنی عدم توجه به معنویت، پیش بینی کرد که از این به بعد باید کمونیسم و سوسیالیسم را در موزه های تاریخ مشاهده کرد.
انقلاب های رنگین
باید بدانیم هیچ جامعه ای در حال سکون نیست و همه جوامع به نوعی در دگرگونی هستند. وجه تمایز عمده انقلاب به معنای واقعی با جنبش های رنگی در میزان و شدت تحولات و دگرگونی هاست. انقلاب های رنگین که در هر کشوری با رنگ ها و گل ها و عناوین سمبلیک متعدد(نارنجی، لاله، زرد، مخملی، کاج، خاموش و...)ظاهر می شوند، در واقع زمینه ها، شرایط و فرایند استراتژی عمده آن ها تغییر از درون بر اساس ((براندازی آرام)) یا ((دکتر جنگ نرم)) می باشد. از تئوریسین های معروف انقلاب های رنگین که عموما در موسسات و مراکز پژوهشی آمریکا فعال هستند می توان به جورج سوروس، جین شارپ و رابرت حلوی اشاره کرد.
انقلاب های رنگین با فضاسازی از طریق حجم گسترده تبلیغات و حمایت همه جانبه محافل و دولت های غربی از نیروهای غرب گرا و نیز با ظهور و پیدایش خیره کننده و سرعت زیاد (همانند کودتا ولی با حضور بخشی از مردم) می باشند به گونه ای که امکان تصمیم گیری مناسب در مقابل بحران بوجود آمده را عملا سلب می کنند. انقلاب های رنگی با عقب نشینی و مرعوب شدن نخبگان حاکم و فقدان تصمیم قاطع و مناسب در برخود آن ها توام بوده و آن ها در بزنگاه ها و شرایط حساس فضای سیاسی و اجتماعی از جمله انتخابات و بحران های اقتصادی و یا حادثه ای که موجب تحرک نیروهای مخالف است، ظهور می کنند.
رابطه ی عقاید، مسائل ارزشی و فرهنگی با انقلاب
انقلاب پدیده ای با ماهیت چند لایه ای دارای متغیرهای متعدد و عجیبن شده با مسائل فرهنگی وارزشی و غیرقابل سنجش با ابزارهای کمیت گراست. آن ها عقاید و ابداعات جدید هستند که بطور مستقیم بر ساختار جامعه اثر می گذارند و این ناشی از ترقی و تعالی فکری و پذیرش تفکرات و کشفیات جدید است. انقلاب ها ساخته و پرداخته ذهنیت هدفمند و با زمینه های تاریخی جوامع و عوامل بین المللی هستند که گاها دولت ها این مسائل اساسی را در رابطه  عقاید، مسائل ارزشی و فرهنگی با انقلاب های اجتماعی نادیده می گیرند و آن ها را فراموش می کنند.
چگونه نظام اجتماعی دوام می یابد و جنگ همه علیه همه در نمی گیرد؟ نظم اجتماعی چگونه حفظ می شود؟چگونه با همه کمیابی، نفاق، تضاد و ... نظم اجتماعی حداقل بطور نسبی پایدار می ماند؟
انقلاب اسلامی ایران
عصر طلایی تئوری پردازی انقلاب سپری شده و برخی سعی دارند با توجه به شواهد موجود انقلاب اسلامی را بعنوان "آخرین انقلاب بزرگ جهان" قلمداد کنند. فورن معتقد است انقلاب اسلامی ایران بواسطه؛ ((توسعه وابسته، دولت سرکوبگر، انحصارگر و متکی به شخص، فرهگ سیاسی مخالف و مقاومت، زوال اقتصادی داخلی،گشایش نظام جهانی)) شکل گرفته است. جان فورن همچنین معتقد است توالی این پنج عامل موجب پیدایش ائتلاف جدید چند طبقه ای شده و جامعه را برای پیروزی نهایی در انقلاب آماده و تشویق کرده است:(( اسلام مبارز، رادیکال و لیبرال، لیبرالیسم غیر مذهبی و مارکسیسم به همراه نیروهای همچون روحانیت روشنفکران، کارگران، بازرگانان، پیشه وران، حاشیه شهری ها و طبقه های روستایی – ائتلاف مردم گرایانه و تاریخی؛ ائتلافی که به جنبش های انقلابی جهانی-تاریخی 1977 م (1356) انجامید.))
اما رابرت دی لی پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه کلرادو یکی از استادان برجسته علوم سیاسی در ایالات متحده آمریکا، در مقاله ((انقلاب اسلامی و اصالت)) کوشش می کند انقلاب ایران را در چارچوب متدولوژی غربی تحلیل کند، اما اذعان می کند که انقلاب اسلامی ماهیت خاصی داردکه در قالب متدولوژی متداول در غرب قابل تحلیل نیست.
 با این تفاسیر، تحلیل صحیح از انقلاب اسلامی ایران چیست؟آیا آسیب پذیری حکومت تحصیلدار مستبد، قیام شهری و نه روستایی و نیز اسلام شیعی و رهبری توده های مذهبی از عوامل مهم ظهور انقلاب اسلامی ایران بوده است؟
پژوهش ها نشان می دهد صرف وجود دو یا سه عامل نمی تواند موجد انقلاب اجتماعی گردد(انقلاب های ناموفق) بلکه باید مجموعه آن ها با هم ترکیب شده و تا آن رابه پیروزی برساند.
نقش ارتش و ساواک در انقلاب
سرکوب و نفرت یکی از عوامل اصلی باز شدن پنجره های انقلاب به سوی مردم ایران است. ارتش و سازمان منفور ضدجاسوسی ساواک ضامن حفظ ثروت و سلطه پهلوی بود.نیروهای مسلح از 191000 نفر در  1972 به 413000 نفر در سال 1977 بالغ شد، که با اختصاص  25 تا 40 درصد بودجه یعنی رقمی حدود 10 میلیارد در 1978-9 را تشکیل می داد. از این ارتش مسلح و مجهز تحت تصمیم و فرمان آمریکا به همراه شبکه های ضدجاسوسی در کنترل اوضاع اجتماعی داخلی استفاده می شد.ساواک به سانسور مطبوعات،  کنترل ادارات و اتحادیه های دولتی و سرکوب مخالفان سیاسی اشتغال داشت. عفو بین الملل در 1975 تعداد زندانیان سیاسی ایران را بین 25 تا 100 هزار نفر برآورد کرده و چنین گزارش می کند:((هیچ کشوری در جهان سوم به اندازه ایران موارد نقض حقوق بشر ندارد...شاه ایران ظاهر خیرخواه را به رغم دارابودن بیشترین آمار اعدام در جهان حفظ می کند، هیچ دادگاه مدنی معتبر وجود ندارد و سابقه شکنجه فراتر از حد تصور است))(فورن،1382)
اما چرخش هایی در این خصوص و آزادی های نمایشی آغاز شد. بر اساس دکترین کسینجر در دهه 1970 ایران یکی از ستون های اصلی سیاست آمریکا در منطقه قرار گرفت. پیروزی جیمی کارتر از حزب دموکراتیک به سال 1976 با شعار احترام به حقوق بشر منجر به بازشدن فضای سیاسی البته بصورت محدود در ایران گردید. به گونه ای که در سال 1977 برخی از زندانیان سیاسی آزاد و نوشتن نامه های سرگشاده از سوی روشن فکران مخالف تا حدودی فراهم شده و همین مسئله موجب گشایش فضای اعتراض گونه در بین مردم و نخبگان شد.
اینجا ممکن است ادعا شود که انقلاب به هر حال پیروز می شد ولی نکته اینجاست که ممکن بود تلفات انسانی بسیار به همراه داشته باشد و یا جایگزین های غیرقابل پیش بینی نظیر کودتا، مداخله، ائتلاف های گوناگون داخلی و ... بروز کند(جان فورن، 1382) بر اساس این ادعا نظام جهانی نیز به سود پیروزی انقلاب بود. عدم تحرک مهم ترین قدرت خارجی در مسئله ایران درها رابرای تعادل کامل نیروهای داخلی گشود و با زیرسئوال بردن مشروعیت شاه به پیروزی قطعی انقلاب کمک کرد. بدین معنی که قدرت اصلی طرف معادله(داخلی و خارجی)، عملی خشونت بار جهت جلوگیری از وقوع آن مرتکب نشد. مصداق این موضوع تعبیر فوکو است. به تعبیر میشل فوکو که خود شاهد حضور فراگیر مردم در انقلاب اسلامی بود:((مشکلات اقتصادی مردم ایران در این دوران، آن قدرها بزرگ نیست که مردم در دسته های صد هزار نفری و میلیونی، به خیابان بریزند و در مقابل مسلسل ها سینه سپر کنند))
نویسنده کتاب "انقلاب ایران" نیز در دو حرکت مدعی است که حقوق بشر کارتر موجب کاهش سرکوب انقلابیون شده و امکان انتقاد از عملکرد رژِیم( به استثنای شاه) و برقراری میتینگ و جلسات و پخش اعلامیه فراهم گردید.
نقش دین و امام خمینی(ره) در انقلاب ایران
برخی از تئوری پردازان غرب، انقلاب اسلامی و حرکت رهبر آن یعنی امام خمینی(ره) را دارای خصیصه ی ضد مدرن می دانند. آنان امام خمینی(ره) را اغلب روحانی قرون وسطاییِ دل کنده از مدرن و علاقه مند به ((بازگشت به عصر گذشته)) توصیف می کنند. بعنوان مثال نویسندگان کاتب((اعجاز سکولار: مذهب، سیاست و سیاست های اقتصادی در ایران)) (1990) ضمن توصیف نظام جمهوری اسلامی بعنوان ((گذشته گرا)) مدعی هستند واژگان مورد استفاده رهبران اسلامی انقلاب ریشه در سنت داشته و برای جهان مدرن قابل استفاده نیستند. فورن در وصیت ایدئولوژی انقلاب و رهبری امام خمینی(ره) از تعابیری غربی و غیر مانوس با فرهنگ ایرانی همچون ((اسلام پوپولیستی))، ((پوپولیسم اسلامی)) و ((پوپولیسم مذهبی)) استفاده می کند. توجه به عنصر فرهنگ در تحلیل های نسل چهارم از جمله فورن بیشتر مرهون، نقش آفرینی ایدئولوژی شیعی در انقلاب اسلامی و ایدئولوژی های دیگر همچون ملی گرایی و یا پوپولیسم. ازهمین روست که نویسنده ای معتقد است (( انقلاب ایران ممکن نبود مگر با پیوند سه شرط: بعد عرفانی تشیع، مذهب عامه( عشق به ائمه، رابطه با کربلا) و سوم موجودیت ملی(عشقی،1379)
دو مفهوم غیبت و شهادت درطول تاریخ به رغم تفسیرهای مختلف توانسته مقوّم روحیه عدالت خواهی و مبارزه جویی در فرهنگ شیعه شود. اساسا اسلام شیعی در ایران یکی از عوامل اصلی موجد همبستگی اجتماعی است. ایرانیان هرگز نتوانستند از نمادهای همبستگی دنیوی و یا ناسیونالیسم سکولار برخوردار شوند و همواره جمعی از آنان، مسلمانان شیعه بوده است.(اخوان منفرد،1381)
اما برخی دیگر از نویسندگان مخالف رویکرد فوق بوده و انقلاب اسلامی و متعاقب آن تشکیل جمهوری اسلامی را بیانگر پیروزی سنت گرایی بر مدرنتیه نمی دانند و مدعی هستند امام خمینی(ره)  نه احیاگر برخی باورهای سنتی گذشته، بلکه ارائه دهنده یک روند سیاسی مدرن است.آصف حسین در کتاب ((ایران اسلامی: انقلاب و ضد آن))  درک و سنجش انقلاب اسلامی با معیارهای سکولار غرب راناممکن می داند. پیروزی انقلاب اسلامی و نقش دین در آن ، تمام معادلات آن ها را برهم زد. بنیان گذار انقلاب یعنی حضرت امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود می نویسد:((شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب ها جداست: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام)). با بررسی سایر انقلاب ها می توان مدعی بود انقلاب اسلامی، می تواند نقش پر رنگ رهبری همانند رهبری امام خمینی(ره) را در ادعای موجودیت خود داشته باشد. مسلما بدون حضور ایشان این انقلاب با این کیفیت هدایت و بر سر منزل مقصود و موفقیت نمی رسید.
در قران کریم مشتقات واژه انقلاب را در ده مورد می توان یافت. آیات به اشکال مختلف و بویژه مثبت و منفی به کار رفته است. در برخی آیات به معنی مثبت "حرکت تکاملی و تعالی انسان در توکل به خدا و انجام وظیفه یاد شده" (همانند آل عمران174) و گاهی به مفهوم منفی و ضد ارزشی از جمله مغلوب شدن و انحطاط و بازگشت ارتجاعی (همانند اعراف، 119و عمران 144).
در پایان باید اشاره کرد؛ نه افول اقتصادی موجب اعتراض شدید و انقلابی در ایران شد و نه گشایش جهانی موجب گسترش روزافزون آن گردید. این دوعامل تصادفی و همگام، همچون نسیم میتوانست در سطح آب امواج با  دامنه کوتاه و آرامی ایجاد نمایند، در حالی که امواج بلند و بنیان کن انقلاب ایران از عمق دریا و بر اساس اعتقادات اسلامی مردم برخواسته بود.

جمع بندی
همانطور که گفته شد انقلاب یک منازعه کش دار سیاسی است، به سخن دیگر اولین مشخصه هر انقلابی جنبه سیاسی بودن آن است. انقلاب ها زمانی ممکن است ظاهر شوند که مدتی طولانی از توسعه و رشد اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده اما بیکباره با دوره کوتاهی ازبحران و رکود سریع روبه رو شوند. زمانی یک جامعه مستعد انقلاب می شود که دوره طولانی از رشد و شکوفایی اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده ولی به ناگاه دچار برگشت کوتاه مدت می شود.
انقلاب نمونه شدید انفجار و اشتراک سیاسی است. انقلاب در یک جامعه بسیار سنتی عقب مانده و در سطح پایین از پیچیدگی اجتماعی و اقتصادی و همچنین در جوامع بسیار نوین و پیشرفته و صنعتی رخ نمی دهد. جوهر سیاسی انقلاب، گسترش شتابان آگاهی سیاسی و تحرک سریع گروه های تازه به صحنه سیاست است، چندان که نهادهای سیاسی موجود جذب این گروه های به درون نظام امکان پذیر گردد. شاید انقلابیون در آغاز قصد قبضه قدرت را نداشته باشند و علی رغم میل خود و در طول یک سلسله کنش ها و واکنش های انقلابی شده اند. به علاوه در بسیاری از موارد برنامه های رادیکال محصول اصلاحات بوده اند، نه جزیی از طرح و برنامه اولیه انقلابیون.
قدیمی ترین روش برای شناخت هر پدیده یا مفهومی مقایسه کردن آن با ضد خود می باشد. شاید در پژوهشی جداگانه بتوان انقلاب را با ضدانقلاب مقایسه کرد و از این سو یک تحول و دگرگونی مثبت را شناخت. هانتینگتون استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد می گوید: ((انقلاب نتیجه عدم تعادل بین رشد و توسعه اقتصادی از یک سو و نهادهای سیاسی و مشارکتی است به همین دلیل به آن ((تئوری شکاف)) نیز گفته می شود.))
خشونت انقلابی فراتر از خشونت عادی است. انقلاب نیز مانند اشکال دیگر خشونت و نااستواری بیشتر در جوامعی رخ می دهد که نوعی تحول اجتماعی و اقتصادی را تجربه و درک کرده باشند و فراگردهای نوسازی و تحول سیاسی آن ها از فراگردهای دگرگونی اجتماعی و اقتصادی شان واپس مانده باشند.
گزیده ای از منابع:
• صادقی سعید، تئورهای انقلاب، نشرپیام نور، 1389
• تیلور استن، علوم اجتماعی و انقلاب ها، ترجمه علی مرشدی زاد، نشر دانشگاه شاهد، 1388
• آرنت هانا، انقلاب، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران، انتشارات خوارزمی،1361
• جاسنون چالمرز، تحول انقلابی، ترجمه حمید الیاسی، تهران، نشر امیرکبیر،1366
• اسپوزیتو جان، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیرشانه چی، تهران، نشر باز،1392
• استمپل جان دی، درون انقلاب ایران، ترجمه منوچهر شجاعی، تهران، نشر رسا،1375
• فوران جان، نظریه پردازی انقلاب ها، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشر نی،1382
• الگار حامد، انقلاب اسلامی در ایران،ترجمه مرتضی اسعدی، تهران ، نشر قلم،1360
• باسپاس از مشاوره و راهنمای پژوهشی؛((جناب آقای دکتر احمد شوهانی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی))

 

شناسنامه


کدخبر: ۲۶۹۸۶۳
تاریخ: ۱۴۰۰/۵/۳۰     ساعت: ۱۸ : ۲۷
امتیاز به این خبر:
  • 0
سرویس: اختصاصی جهانی پرس       زیرسرویس: اختصاصی جهانی پرس
انتشار:
تماس با ما


نام :*
ایمیل:
متن پیام :*
ارسال
نظرات


استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
  • ۱۴۰۰ يکشنبه ۲۸ شهريور
  • ١١ صفر ١٤٤٣
  • Sep 19 2021